B@rdia

We are entangled in a world of questions.We have to answer these questions,and this is the reason for the existence of human being.

Name:
Location: Canada

توانا بود هر كه دانا بود زدانش دل پير برنا بود

Winston Churchill: Personaly,I'm always ready to learn, although I do not always like being taught.-------- Thomas Edison: Nature is not merciful and loving, but wholly merciless, indifferent.--------Michael Jordan: I have failed many times, and that's why I am success.

Tuesday, March 20, 2007

نوروز امسال، سال پاسارگاد و کورش بزرگ


بردیا نام پسر دوم کورش بزرگ و نامی است که بر خود نهادم تا نام پدر بزرگوارم را زنده نگاه دارم و راه نیک او را رهرو باشم. فرزند ایرانزمین ام و وجودم سرشار از خاک پاکش، روانم لبریز از آب زلالش و پندارم به سبزی کوهساران زرتشت و دشت پاسارگاد خانه من است
در آغاز می خواستم از تاریخ پیدایش نوروز سخن بگویم ولی هر چه پوییدم و هر چه رفتم تا به هزاران سال پیش بازگردم، بازهم راه باقی بود و سخن بسیار. پس، خسته از سفر، نشستم و با امید به فردا، نگاهم را به اکنون دوختم. چه فرق می کند نوروز از کجا آغاز شده است مهم اینست که این جشن بدست نیاکان ما ایرانیان و همچون دیگر جشن هایمان شادمانه و لبریز از پند و اندرز شکل گرفته است
امسال نوروز، پرشکوه تر از پیش برگزار میشود چرا که پس از هزاران سال، دگربار ایرانیان راستین گرد هم آمده اند تا از هجوم اهریمنی بنام جمهوری اسلامی که چنگال بر یادگارهای دیرین تاریخ مان انداخته است جلوگیری کنند. یکی از مهمترین یادگارها، دشت پاسارگاد و شهر باستانی هخامنشیان است که به دستور دولتمردان بی خرد حاکم بر ایران، در پرتگاه آبگیری سد شوم سیوند قرار دارد. سدی که باید آب زلال این سرزمین را جلودار باشد ولی کدامین آب، آبی که با بی خردی خشکیده است. سرانجام این سد هر اندازه که شوم باشد ولی یک ره آورد دارد و آن، همدلی و همصدایی دوباره ایرانیان است. در این راه پر خطر، کمیته نجات پاسارگاد که از ایرانیان دلسوز میهن شکل گرفته است پیشرو این همصدایی است. نام این کمیته نیز همچون دیگر یادگارها در تاریخ، زنده و سربلند خواهد ماند
هر آنچه را که درباره نوروز ایرانیان می خواستم یکجا و استوار در این کمیته یافتم. جایگاهی که تاریخ سرزمینم را از دل خروارها خاک به بیرون می کشد و ندا می دهد که از کجا آمده ایم و به کجا رهسپاریم

بردیا هستم پسر کوچکِ کورش بزرگ، همین و بس. نوروزتان شادمانه و پیروز

Labels: , , , ,

Sunday, February 11, 2007

گنجینه های ملی را بشناسیم


تاریخ ایران بدلیل دارا بودن تمدنی کهن و ارزنده همیشه زبانزد پژوهشگران و تاریخ نویسان بوده و هست. در این بین آثار گوناگون از بناهای زیبا و متمدن گرفته تا یادگارهایی از انسانهای مهربان و دلسوز موجودند که یادآور تمدنی پربار و شایسته فخر و بالندگیست. امروزه در وانفسای نفس گیری که از خیر سر دولتمردان اسلامی اهریمن پرور در ایرانزمین پدیدار شده است، شیطان حاکم، دگربار چنگ بر این گنجینه های ارزشمند فرهنگی ایران انداخته است تا با نابودی چند بنای تاریخی باقیمانده، فرهنگ سراپا کینه ای و بیمار خود را رنگی ببخشد ولی سردرگم از اینکه چرا هر چه می کند رخسارش رنگ پریده تر میشود
ولی در این میان دیشب صدای مهرآمیز و گرم شهبانوی ایران را گوش فرا دادیم که به شخصه یاد دارم و می بینم تمام زحماتی را که برای پیشرفت افزونتر ایرانزمین کشیده است و چگونه ملکه وار بر گرد فرزندان خود میسوزد. زمانیکه در راهروهای پرپیچ و خم موزه هنرهای معاصر تهران با شگفتی به آثار هنری گوشه کنار دنیا می نگریستم همیشه پرسشی داشتم که این آثار چگونه می توانند اینجا باشند در حالیکه این وارثان انقلاب اسلامی هزاران هزار از گنجینه های ایران را به تاراج برده اند. کدامین دست مهربان اینان را گرد هم آورده است تا من از آنچه که هستم و دیگران نیز، آگاه شوم. به خود آیم و اندکی سر در گریبانم فرو کرده و شرم دارم. یا آنجاکه چشم بر نمای زیبای مرکب از هنر سنتی با مدرن مسجدی واقع در میدان بیست و پنج شهریور تهران می دوزم و باز از خود می پرسم که چه بر سر ما آمده است، کجا بودیم و چه شدیم. به مجموعه کاخ سعد آباد که بنگری پرسشی مشابه گریبان را می چسبد و دهها شاهد دیگر که همه پاسخ میدهند، شهبانو فرح پهلوی، بزرگ بانوی ایران که شمع بود و میسوخت و همچنان نیز هست. عرق شرم بر پیشانیم سردی میکند و نفسم از بغض بند می آید اشک بر چشمانم حلقه میزند ولی نور امید آن بانو در دلم روشن است که اگر آرامگاه پدرمان کورش را به آب سرزمینمان بسپارند نه تنها فراموشمان نخواهد شد که چه بودیم و چه شدیم بلکه بیشتر از پیش به گذشته مان باز خواهیم گشت، چرا که در فرهنگ ایرانی آب نشان از روشنی است و شاید پدرمان بدین وسیله میخواهد دوباره فرزندانش را گرد هم آورد
کمیته نجات پاسارگاد و تمامی دلسوزان ایرانزمین، این فاجعه را تاب نیاورده و دست همگانی که به پیشینه خود وفادارند را مهربانانه می فشارد. آرامگاه کورش را در دلهایمان می سازیم گرمتر از پیش

Labels: , ,

Saturday, June 10, 2006

Pasargad and...



علیرضا خسروی مدیر پایگاه میراث فرهنگی شهر سوخته در مورد مجموعه باستانی دهانه ی غلام خان و ساختمانهای هخامنشیان طی مصاحبه ای با ایسنا در روز بیستم خرداد گفت که سدسازان اطلاعات دقیقی در مورد سرانجام این اثر باستانی نمیدهند و به ظاهر کار خود را قانونی ( البته اگر مفهوم قانون را بدانند ) جلوه می دهند. پرسش این است که کدام سازمان یا نهاد بر این امر نظارت میکند؟ منظور حمایت است یا جنایت؟ سازمان میراث فرهنگی چرا در مقابل این قضیه کم آورده است؟ یا از جای دیگری آب می خورد؟ اینطور که معلوم است باز دستان آقازاده ها در این مورد آلوده است. آری هدف پر کردن کیسه هاست و بس . اینان که خود میدانند تا به حال عرضه بهره برداری از صنعت توریسم را نداشته اند و روزگار نه چندان دوری از این آب و خاک رخت خواهند بست پس به چه درد آنها می خورد این آثار غیر قابل انتقال را نگه دارند پس همان بهتر که سد بسازند و پولش را بگیرند و فلسطین را بازسازی کنند که خانه آخرتشان همان جاست

Labels:

Wednesday, June 07, 2006

شناسنامه ملی

چندی پیش از سوی رسانه ای نام خلیج فارس به خلیج عرب تحریف شده بود که موجبات اعتراض و خشم اندیشمندان و صاحب نظران را بر انگیخت و کار به آنجا رسید که دولت نیز با این حرکت همراه شد و شکایات بسیاری را در سطح بین الملل ایراد کرد. به هر حال قصد و هدف هر یک از این گروه ها چه بود بماند ولی چیزی که مهمتر جلوه می کرد این بود که تحریف یک نام ملی تحریف ملیت و تاریخ آن سرزمین است که در طول تاریخ برای حفظ آن چه بسیار مردمانی که تا پای جان رفته و هویت ملی خویش را پاس داشته اند حال پرسش این است که در روزگاری این چنین بی رحم که همگان بدنبال رفع مشکلات روزمره خویش در لاک تنهایی و تکروی به سر می برند هویت و شناسه ملی چه گرهی از مشکلات آنان باز می کند؟
گاه آنچه ما را به حقیقت می رساند خود از آن عاریست چون این حقیقت است که به آن معنا و رهایی می بخشد
درست است که برخی مفاهیم به ظاهر در زندگی روزمره کاربردی ندارند اما این دلیل بر انکار وجود یا انقضای آنان نیست همانطور که پی یک ساختمان به جشم دیده نمیشود ولی کل پیکره ساختمان بر آن استوار است و با نبود پی و ریشه هیچ استحکامی ندارد فرهنگ امروز نیز بر پایه فرهنگ و تمدن تاریخ گذشته استوار است و بدون تکیه بر آن سست و بی بنیاد خواهد بود
در عصر داده ها و اطلاعات که با سرعت در حال گسترش است فاصله ها برداشته شده اند و دیگر حد و مرزی برای ملل وجود ندارد و همگان از حال و اتفاقات یکدیگر به سرعت با خبر شده و با آگاهی کارآمدتری از منافع خویش دفاع می کنند دانش و داده های امروزی بعلت برخورداری از سرعت انتقال بالا گاه دچار لغزش یا اتفاقی نا خواسته میشوند که پیامدهای آن به سرعت قابل پیش بینی و پیش گیری نیست تلفیق این داده ها و داشته ها جامعه بشری را به سر منزلی میرساند که پایان آن تکرار تاریخ نخواهد بود تاریخ گذشته و و قایع تلخ و شیرین آن حکم سرمایه ملی را برای انسانها دارد انسانها با بازگشت به تاریخ گذشته و کنکاش و پویش در آن دیگر اشتباهات گذشته را تکرار نمی کنند با این وجود چندی پیش مطلع شدیم که تحریف تاریخ گذشته البته نه به صورت رسانه ای و شفاهی بلکه فراتر از آن و در حد واندازه یک اجتماع بشری وباستانی در حال وقوع است
آری از بین بردن مجموعه بزرگ پاسارگاد به بهانه آبگیری سد شوم سیوند. باز هم این پرسش که فلسفه وجودی تاریخ چیست؟ و فلسفه وجودی اثر و پدیده باستانی بشری چیست؟ البته پاسخ این پرسشها را دست اندرکاران سازمان میراث فرهنگی که خود را حافظ و حامی این میراث و امین مردم میخوانند بهتر می دانند. ولی پرسش مهمتری که به ذهن خطور میکند اینست که آیا از بین بردن این مجموعه باستانی بشری که آه از نهاد دانشمندان وصاحب نظران آگاه و دلسوز غربی را نیز بر آورده است می تواند هویت و شناسه ملی سرزمینی را به زیر آب ببرد؟ بازگشت به تاریخ گذشته و مطالعه آن پاسخی شفاف به این پرسش داده است

Labels: ,