به کجا چنین شتابان؟
سیاست جهان زیر عنوان سازمان ملل، برای جلوگیری از هرگونه تنش بی برگشت، با حاکمان کشورهایی که خود را در برابر آینده دنیا به هیچ وجه پاسخگو نمی دانند سخت در کنکاش است. این سیاستهای آهسته، در تلاشند تا از پیدایش هرگونه تنشی جدید پیشگیری کنند پس تا آنجا که ممکن است از زبان نرم استفاده می کنند تا آنها را بپای میز گفتگو فرا خوانند. این درحالیست که کره شمالی هنوز به عهد خود وفادار نیست، جمهوری اسلامی ایران خبر از راه اندازی هزار و دویست سانتریفیوژ دیگر در مرکز هسته ای نطنز می دهد، تروریستها همچنان در عراق وافغانستان و سودان و کشورهای غربی در تکاپو هستند. ولی در مورد ایران زمینه بسیار حساستر و پیچیده تر شده است و با وجود اینکه هیچ گونه تحریمی در مورد واردات کالاهای مصرفی و به ویژه بنزین صورت نگرفته است ولی، دولت ایران دست پیش گرفته است تا پس نیافتد. از ماهها پیش اقدام به پخش اخباری در مورد جیره بندی بنزین زده است و مردم را به سختی در منگنه گذاشته است، اقتصاد و بازار را فلج کرده است و هرچه بیشتر بر تنشهای داخلی افزوده است به طوریکه خبر جدید اشاره می کند بنزین را از ابتدای ماه خرداد با جیره نود لیتر در ماه و بهای سیصد و پنجاه تومان یا بیشتر، در اختیار مردم همیشه در صحنه خواهد گذاشت
پرسشی که بیش از هر چیز به ذهن می آید اینست که با این روال، آینده چقدر تنش آفرین تر خواهد شد؟ میلیون ها کارگری که از کارخانجات برکنار شده اند و روی به مسافرکشی آورده اند چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ آنهم با شرایطی که هنوز هیچگونه امکان کافی برای بهره برداری از انرژی گاز برای کشوری که بر بستر منابع گازی نشسته است وجود ندارد. حال می بینیم که شک و تردید دنیا بر استفاده نظامی برنامه هسته ای ایران بی راه نیست. سیاست دولت و حاکمان ایران از یکسو با سرکوب ناراضیان، تخریب آثار باستانی و ملی و ایجاد خفقان و محدودیت برای مردم و از سویی ابراز بی تفاوتی به آینده دنیا تا مرز انفجار اتمی برای به جلو انداختن ظهور مهدی موعودشان، برای همه آشکار و پیداست
ولی بازهم می پرسم با کمبود و یا نبود بنزین، چه آینده ای در انتظار این مردم است؟ مردمی که تا به امروز سر در برف داشتند و جانبازی فعالان سیاسی را کاری بیهوده می پنداشتند
B@rdia










